تبليغاتX
هانا دختری از کهکشانی دیگر

هانا دختری از کهکشانی دیگر

درباره دختری که از جنس آسمان است





+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 20:15  توسط هانا کوچولو  | 

آقا امام رضا

حیفم اومد از سفر تقریباْ یه روزه مون به مشهد تو دفتر خاطرات هانا چیزی ننویسم . برای چهار شنبه شب دعوت شدیم بریم مشهد . واقعا خود آقا امام رضا ( ع ) خواسته بود که ما بریم . از اعماق وجودم این دعوت رو از جانب آقا حس کردم . قربون لطف و کرم و رحمت و مهر حضرت دوست برم هر وقت موقع اذان مغرب با دیدن حرم آقا دلم هوایی شده بعد چند روز زیارتش نصیبم شده دقیقا دو بار آخری که رفتم همین طور بوده یکی نوروز پارسال این دفعه هم همین هفته قبل .

نوروز گذشته اصلا باورم نمی شد که برای فروردین بعدی هم مهمون آقا باشیم . 

چهارشنبه شب برای ساعت ۱۱:۱۵ پرواز داشتیم که با تاخیر ( علت : فروش بلیط اضافه بر سازمان به یه مسافر ) ساعت ۱۲ پریدیم .

صبح بابایی می بایست می رفت جلسه کاری . من و هانا هم بعد مراسماتی که برای خانمها تدارک دیده بودن رفتیم حرم  که باباها هم همون موقع رسیدن .

نماز ظهر و عصر رو با هم خوندیم . بعد زیارت و صرف ناهار حضرتی (چقد این غذا رو دوس دارم . بار دومه که قسمت میشه مهمون آقا بشیم . غذایی که به نیابت سلامتی خورده میشه . )

بعد اومدیم هتل جهت یه ساعتی استراحت چون شب قبلش فقط ۳ - ۴ ساعت خوابیده بودیم .

بعداز ظهر هم راهی حرم شدیم . و نماز مغرب و عشا رو مسجد گوهر شاد خوندیم . عاشق نماز مغرب و عشا به جماعت تو حرمم .

بعد نماز و زیارت رفتیم کوه سنگی .

صبح هم به سمت تهران راه افتادیم . جمعه عصر دلم داشت از غصه می ترکید چون همش احساس می کردم یه چیزی مشهد جا گذاشتم . زیارت یه روزه رو اولین بار بود تجربه می کردم . خیلی دلتنگ شده بودم .

ولی خدا رو خیلی شکر کردم که قسمت شد و ما تونستیم با هم بریم پابوس امام .

هر وقت میرم حرم آقا موقع وداع ازش میخوام دوباره مهمونمون کنه .

هانا که اینقدر بهش خوش گذشته بود راضی نمی شد برگرده همش می گفت بابا تا ۱ شنبه بمونیم .

به این آقاهه ( مدیر هتل ) بگو ما هستیم تا ۱ شنبه .

از خدای مهربون و آقا امام رضا می خوام به همه سلامتی بده و فرشته هامونو در پناه خودش همیشه همیشه سالم و تندرست نگه داره .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 10:51  توسط هانا کوچولو  | 

نوروز 90



نوروز 89



نوروز 91  هم كه در پست پاييني هست!


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 19:51  توسط هانا کوچولو  | 

سلام به همگي . عيدتون پر از مهر و شادي . اميدوارم نوروزي شاد و سالي سرشار از توفيق و تندرستي در كنار خانواده داشته باشين. امسال نوروز ما براي دومين سال متوالي شمال رفتيم البته با خاله سپيده و دايي هانا. مقصد ما نوشهر بود البته يكي دو روزي هم سمت رامسر رفتيم. هانا كه حسابي خوش گذروند. به نظرم رسيد البوم تصويري سفر نوروزي هانا را منتشر كنم. اميدوارم شما هم از سفر نوروزي لذت برده باشين.
اين سفره نوروزي ما بود:









قايق سواري هانا در درياي خزر:


اسب سواري پرنسس هاناي شير دل در ساحل


آرامش در ساحل:


هانا در كنار لندرور سهراب سپهري ( نمايشگاه نمك آبرود)


هانا در نمايشگاه اتومبيل هاي قديمي


هانا در شهربازي پارك جنگلي چمستان شهرستان نور


هانا در قلعه ماركوه رامسر با قدمت هزارساله ( هر400 پله اش را هانا يك نفس بالا رفت!)


ساخت پروژه مسكن مهر در كنار دريا با مهندسي هانا:


و تصوير پاياني :


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 20:13  توسط هانا کوچولو  |